تبليغاتX
(حامیان مردمی احمدي نژاد( یاران  عدالت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

بهترین ها در گرگان نت

سیاسی, اجتماعی,فرهنگی, مذهبی, عاشقانه
درهم برهمه خلاصه نظر یادتون نره
 

 

کاریکاتور مهندس میرحسین موسوی

دلی دارم دلی پر کینه دارم لج محمود را در سینه دارم

وزیر رهبری بودم ولیکن به ایشان کینه ای دیرینه دارم


قانون ما تو مملکت همونیه که من میخوام
با حرف خوش اگه نشد با جنگ تن به تن میخوام
دین برامون خوبه اگه نوع سکولارش باشه
اسلام سنتی رو من پیچیده تو کفن میخوام


میگن باراک منو دوست داره بسیار
بهم گفته که میدونو نگه دار
برای اون طرفدارای بنده
فرستاده یه مانتو سبز چین دار

ای طرفداران مرا یادم کنید از غم و از غصه ازادم کنید
شعله ها اندر خیابان افکنید مسجدی آتش زده شادم کنید

می گفتم رهبری رو دوست دارم به پای گفته اش سر می سپارم
حالا معلوم شده حرف دروغم که اینها بوده ترفند و شعارم


الا ای موسوی کار تو زاره که آمریکا پشتت سواره
میگن که موسوی اهل نفاقه منافق شاخ و دم داره ؟ نداره


زبون بازی و چاخانی ندانی پریشان مغز و نادانی ندانی
تو را ای موسوی دیوانه خوانند به عاقل ها نمی مانی ندانی


اگر که موسوی با عقل و هوشه چرا پس شاخ و شونه اش مثل بوشه ؟
اگر که خانمش قرآن پژوهه برای چی طرفدارش گوگوشه ؟
+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/24ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط gmail   | 

خاطرات یک دانشجو
 
دوشنبه اول مهر:امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.
 
با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!
***
دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:«لابد ايشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!
***
چهارشنبه:امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛ آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!
***
جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!
***
سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!
***
سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم مي‌كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!
***
چهارشنبه:امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد، من هم بخشيدمش. به نظرم مي‌خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش مي‌شوم؛ اما من قبول نمي‌كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند!
***
جمعه: امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواي تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!
***
دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميد كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!
***
پنچ شنبه:  امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!
***
دوشنبه:  امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!
***
شنبه:  امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!
***
يكشنبه:  امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد !
***
ترم آخر :  امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشوم
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 10:39 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

 v v v v v v

v v v v v v v v 







 
o 
,\[]/, 
 
JI 

میدونین این چیه؟




از اون بالا کفتر میایه

یه دانه دختر میایه

 

به يکي ميگن معما بگو
ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته؟
دوستش هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، خودت جوابشو بگو
ميگه بخاري!
دوستش ميگه: باباجون بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته؟
ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت

 

فرق وام گرفتن با نارنجک اینه :
نارنجک یه ضامن داره ولی برای وام گرفتن باید صدتا ضامن داشته باشی

 

 

يه روز چند تا جوجه ميرن حموم 
بعد يه دفعه صدايه جيق و دادشون بلند ميشه 
اگه گفتي چرا؟؟؟ . . . . 
.
چون يكيشون خروس بوده..

 

 

-         تسهای کنکور تربیت بدنی:

مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس؟
1-علی پروین
2-علی شهین
3-علی مهین
4-علی دمبه
************************
کشتی گیر گردن کلفت ایران؟
1-عباس جدیدی
2-عباس قدیمی
3-عباس نیو
4-عباس آب تودیت
***********************
باشگاه انگلیسی؟
1- میدلزبرو
2- میدلز بیا
3- میدلز بودی حالا
4- میدلز پا شو برو گمشو
***************************
مهاجم سابق منچستر؟
1- اندی کول
2- اندی سر شانه
3- اندی پشت بازو
4- اندی مرسی هیکل

میدونی آمار ازدواج در چه حیوانی بیشتر است؟
در حلزون
چون هم خونه داره هم ماشین

مي دوني چرا دو تا برره ای نمي تونن كنار هم بخوابن؟
.
چونكه تا صبح با هم دعوا مي كنن كه كي وسط بخوابه

اگه یه فیل لباس خواب آبی بپوشه بهش چی می گن؟
میگن:هه هه هه!این فیله لباس خوابه آبی پوشیده !
حالا اگه صورتی بپوشه چی بهش می گن ؟
میگن:چقدر لباس خوابه صورتی بهت میاد.
حالا اگه لباس خوابه سفید بپوشه بهش چی می گن؟
میگن اینم خوبه ولی صورتی بهت بیشتر میومد..!
اما اگه لباس خوابه سبز بپوشه چی می گن بهش؟
می گن: اه ه ه ه. برو بخواب دیگه. چقدر لباس خواب عوض می کنی

می دونی فرق تو با فرقون چیه؟
فرقون گِل می بره
ولی تو دل می بری

کی می دونه چطوری میشه 5 تا فیل رو توی یه فولکس جا داد؟
.
.
.
خوب معلومه.... 2 تا جلو.. 3 تا عقب..

چطوری می شه یه فیل رو با سه حرکت گذاشت توی یخچال؟
.
.
.
خوب... 
1- در یخچال رو باز می کنیم.
2- فیل را در یخچال می ذاریم.
3- در یخچال رو می بندیم

زندگی چیه ؟ ؟
زندگی عشقه،
عشق چیه ؟ ؟
عشق بوسیدنه،
بوسیدن چیه ؟ ؟
بیا اینجا بهت بگم!!!

هزينه مکالمات بين شهري تو همه جاي کشور 499 ريال شده !! از کي تا حالا؟؟
الف)از وقتي ايران سل اومده.
ب)از وقتي ايران وبا اومده .
ج)از وقتي ايران طاعون اومده.
د) اصلا به تو چه تو شمارتو بگیر

يه روز از يه پايين شهري مي پرسن "زن ذليلي" يعني چي؟ 
ميگه: همونيه كه بالا شهريها بهش ميگن تفاهم....

+ نوشته شده در  جمعه 1386/03/18ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط gmail   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/29ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط gmail   |