تبليغاتX
(حامیان مردمی احمدي نژاد( یاران  عدالت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

بهترین ها در گرگان نت

سیاسی, اجتماعی,فرهنگی, مذهبی, عاشقانه
درهم برهمه خلاصه نظر یادتون نره
لیلی و مجنون

گله میکرد ز مجنون لیلی
که شده رابطه مان ایمیلی

حیف از آن رابطه ی انسانی
که چنین شد که خودت میدانی

عشق وقتی بشود داتکامی
حاصلش نیست بجز ناکامی

نازنین خورده مگر گرگ ترا
برده یا دات نت و دات ارگ ترا

بهرت ایمیل زدم پیشترک
جای سابجکت نوشتم به درک

به درک گر دل من غمگین است
به درک گر غم من سنگین است

به درک رابطه گر خورده ترک
قطع آنهم به جهنم به درک

آنقدر دلخور از این ایمیلم
که به این رابطه هم بی میلم

مرگ لیلی نت و مت را ول کن
همه را جای
OK کنسل کن

OFF کن کامپیوتر را جانم
یار من باش و ببین من
ON ام

اگرت حرفی و پیغامی هست
روی کاغذ بنویسش با دست

نامه یک حالت دیگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد

خسته از font و ز formatشده ام
دلخور از گِردِلی @ (ات) شده ام ….

کرد ریپلای به لیلی مجنون
که دلم هست از این سابجکت خون

باشه فردا تلفن خواهم کرد

هرچه گفتی که بکن خواهم کرد

زودتر پیش تو خواهم آمد
هی مرتب به تو سر خواهم زد

راست گفتی تو عزیزم لیلی
دیگر از من نرسد ایمیلی

نامه ای پست نمودم بهرت
به امیدی که سرآید قهرت ...

 
شعر از هادی خرسندی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/02ساعت 4:36 بعد از ظهر  توسط gmail   | 

تفاوت پدر زن با مادر زن(خنده)
زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.

یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم
مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر
انداخت.

دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش
نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت
توى آب وجان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش
نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخرى رسید.

زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.

امّا داماد از جایش تکان نخورد.

او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم
را به خطر بیاندازم.

همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.

فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم
بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/02ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط gmail   | 

دختـری با مادرش در رختخواب   

 درد و دل می کرد با چشمی پر ز آب

 

گفت مادر حالم اصلا ً خوب نیست  

 زندگی از بهر من مطلوب نیست


گو چه خاکی را بریزم بر سرم  

 روی دستت باد کردم مادرم


سن من از 26 افزون شده  

 دل میان سینه غرق خون شده


هیچکس مجنون این لیلی نشد  

 شوهری از بهر من پیدا نشد


غم میان سینه شد انباشته  

 بوی ترشی خانه را برداشته


مادرش چون حرف دختر را شنفت  

 خنده بر لب آمدش آهسته گفت


دخترم بخت تو هم وا می شود 

  غنچه ی عشقت شکوفا می شود


غصه ها را از وجودت دور کن 

  این همه شوهر یکی را تور کن


گفت دختر: مادر محبوب من  

 ای رفیق مهربان و خوب من


گفته ام با دوستانم بارها  

 من بدم می آید از این کارها


در خیابان یا میان کوچه ها 

  سر به زیر و با وقارم هر کجا


کی نگاهی می کنم بر یک پسر  

 مغز یابو خورده ام یا مغز خر؟


غیر از آن روزی که گشتم همسفر 

  با سعید و یاسر و ایضا ً صفر


با سه تا شان رفته بودیم سینما  

 بگذریم از ما بقیه ماجرا


یک سری، هم صحبت یاسر شدم  

 او خرم کرد، آخرش عاشق شدم


یک دو ماهی یار من بود و پرید  

 قلب من از عشق او خیری ندید


مصطفای حاج قلی اصغر شله  

 یک زمانی عاشق من شد بله


بعد هوتن یار من فرهاد بود  

 البته وسواسی و حساس بود


بعد از این وسواسی پر ادعا  

 شد رفیقم خان داداش المیرا


بعد او هم عاشق مانی شدم  

 بعد مانی عاشق هانی شدم


بعد هانی عاشق نادر شدم 

  بعد نادر عاشق ناصر شدم


مادرش آمد میان حرف او 

 گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو


گرچه من هم در زمان دختری  

 روز و شب بودم به فکر شوهری


لیک جز آنکه تو را باشد یک پدر 

  دل نمی دادم به هر کس این قدر


خاک عالم بر سرت، خیلی بدی  

 واقعا ً که پــوز مـــادر را زدی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/23ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

معادله اول
 
انسان = خوردن + خوابیدن + کار کردن + لذت بردن
الاغ = خوردن + خوابیدن
 
بنابراین:
 
انسان = الاغ + خوردن + لذت بردن
 
یا:
 
انسان – لذت بردن = الاغ + کار کردن
 
که بدین مفهوم است که انسانی که لذت نمی برد
معادل الاغی است که کار می کند
 
معادله دوم
 
مرد = خوردن + خوابیدن + پول درآوردن
الاغ = خوردن + خوابیدن
 
بنابراین
 
مرد = الاغ + پول درآوردن      (1)
 
یا
 
مرد – پول درآوردن = الاغ
 
که بدین مفهوم است که مردیکه نمی تواند پول
دربیاورد مثل الاغ است
 
معادله سوم
 
زن= خوردن + خوابیدن + خرج کردن
 
الاغ = خوردن + خوابیدن
 
لذا
زن = الاغ + خرج کردن     (2)
 
یا
زن – خرج کردن = الاغ
 
به بیان دیگر زنی که نتواند خرج کند الاغ است
 
نتیجه
 
از معادله 2 و 3 نتیجه می شود که
 
مردی که نمی تواند پول در بیاورد مساوی زنی
است که نمی تواند خرج کند. بنابراین مردان با
پول در آوردن اجازه نمی دهند تا زنان الاغ
شوند و همینطور زنانی که پول خرج می کنند

نمی گذارند مردانشان الاغ شوند
 
 
به علاوه از نتایج (1) و (2) در معادلات دو و سه
خواهیم داشت
 
مرد + زن = الاغ + پول در آوردن + الاغ + خرج کردن
 
و یا
  
مرد + زن = 2  Xالاغ
 
  که بدین مفهوم است که مرد و زن با هم مثل دو تا
الاغ به خوبی و خوشی با هم زندگی کنن 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/08ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط gmail   | 

جدیدترین شوخی گوگی؟؟؟یه مژده برای علاف ها!!!

  اگر مطمئن هستید کلیک کنبد!

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/18ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط gmail   | 

عجیب ترین و خنده دار ترین قوانین جهان

 

 
1.جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
 
 
2.تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
 
3.داشتن رابطه جنسی با حیوانات برای مردان لبنانی در صورتی مجاز است که حیوان مورد نظر ماده باشد! در صورتیکه فردی در حال  رابطه جنسی  با حیوان مذکر دستگیر شود مجازاتش مرگ است.
 
 
4.مشاهده فیلم های کاراته  ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.
 
 
5.در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
 
 
6.در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
 
 
7.در تایلند همه در سینما مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع  فیلم قیام کنند.
 
 
8.در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.
 
9.در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.
 
10.در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان ردشدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
 
 
11.در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.
 
 
12.در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.
 
 
13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور تصادفی انتخاب کنند.
 
 
14.در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.
 
 
15.اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد. 
 
16.در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد. 
 
17.در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.
 
 
18.در 24 ایالت آمریکا ضعف جنسی عامل اصلی طلاق است.
 
 
19.در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/04ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

این شما و این هم سوتی های وطنی !

 

 

اگر کسی منظور نگارنده رو فهمید خبر بده! ))))))

 

 

 

اثرات ماه رمضون بر قشر زحمتکش !

 

 

 

چه می کنه این عشق و عاشقی !!

 

 

 

دیروز هم از خیابون ونک رد میشدم که این مورد رو دیدم !

سعی کنید شل و مول نباشید !!  

 

 

 

 

نخند عزیزم کافه تعطیل شد !! پشت سرتو بپا !!

 

 

 

هیچ وقت نگران مصاحبه با دوربینهای تلویزیونی نباشید! جواب کاملا مهیاست !!

 

 

 

این هم از امکانات  جالب بلوار آیت ا... کاشانی تهران :

 

 

 

شور و شعف ملت رو حال کنید !!

 

 

 

 

میگم بوق نزن ای بابا !!

 

 

 

جناب 3 کیلو نرمک ... ببخشید راحت الحلقوم محبت کنید !!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/02ساعت 9:18 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

چند راهکار براي حفظ جيب مردان متاهل!!!!
 
 
1- چنانچه روزي از سر کار به منزل آمديد و مشاهده کرديد که همسرتان بر خلاف روزهاي گذشته تمام کلماتي که بر زبان مي آورد با پسوند عزيزم همراه مي باشد مثل : سلام عزيزم , خوبي عزيزم , خسته نباشي عزيزم و ... هشيار و آگاه باشيد که او صد در صد خواسته مالي از شما دارد , به همين دليل به حربه ... کردن ( اشتباه كرديد. منظورم خام كردن بود) متوسل شده است .
 
پس قبل از اينکه بتواند به مقصودش برسد و خواسته اش را مطرح نمايد , شما پيش دستي کنيد و به او بگوييد :عزيز تر از جانم , يکم پول داري بهم قرضي بدي ؟
 
 
 
2- چنانچه درست چند روز مانده به روز زن , همسرتان به بهانه هاي واهي شما را به خيابان مي کشاند و در حالي که مشغول قدم زدن از جلوي يک طلا فروشي هستيد , از علاقه شديدش به گردنبند طلاي چند کيلويي ! پشت ويترين با شما صحبت مي کند , کاملا مطمئن باشيد و ذره اي شک به خود راه ندهيد که همسرتان از حربه اي غير مستقيم استفاده کرده و منظورش اين بوده که روز زن که هديه تان را باز مي کند داخل هديه با اين گردنبند مواجه شود .
 
پس شما هم کاملا نرمال و با کمال آرامش به او بگوييد : « عزيزم من واقعا از اين مردايي که روز زن به همسرهاشون طلا و جواهرات هديه مي دن متنفرم چون مي خوان ارزش زن رو با پول قياس کنن . به نظر من نفس عمل مهمه و با يک شاخه گل هم مي شه اونو نشون داد . مگه نه ؟»
 
 
3- چنانچه لحظه اي که از سر کار مي آييد و درب منزل را باز مي کنيد , بر خلاف روزهاي گذشته با عطر دل انگيز خورش قرمه سبزي که در فضاي منزل منتشر شده مواجه مي شويد و صداي همسرتان را از داخل آشپزخانه مي شنويد که مي گويد : «عزيزم امروز غذايي رو که دوست داري برات پختم» شک نکنيد که همسرتان مي خواهد از حربه نمک گير کردن استفاده نمايد و بعد از ميل غذا حتما خواسته ماليش را مطرح خواهد کرد .
 
پس براي اينکه نمک گير نشويد و محتويات جيبتان حفظ شود , جلوي شکمتان را بگيريد و بگوييد : عزيزم من بيرون غذا خوردم.
 
 
 
4- چنانچه در ايام تابستان , قصد سفر به همراه همسرتان و با اتومبيل شخصي داريد , به طور يقين بدانيد که طبيعت زن جوري است که اگر به او رو داده شود دلش مي خواهد از هر شهر و روستا و دهستان و بخش و ده و دهکوره و .... که عبور مي کند , مقاديري از سوغات آن ديار را براي اهل خانواده اش به ارمغان ببرد .
 
پس چنانچه مي خواهيد که سفر خوب و خوش و لذت بخشي را داشته باشيد بدون اينکه پولي به سوغات داده باشيد در ضمن از غرغر هاي همسرتان هم در امان بمانيد , از همان ابتداي سفر , کمربند ايمني صندلي همسرتان را طوري ببنديد که کاملا از روي دهان او عبور کند و آنرا طوري قفل کنيد که ديگر باز نشود .(همانطور كه در شكل زير ميبينيد)
 
 
 
 
 5- و چنانچه روزي مشغول خواندن يک چنين مطالبي بوديد و مشاهده کرديد که همسرتان با يک لبخند تصنعي و در حاليکه در يک دستش وردنه و با يک دست ديگرش يک ساتور حمل مي کند و دارد به سمت شما مي آيد , مسلما همسرتان قصد دارد از حربه زور در مقابل شما استفاده نمايد
پس بدانيد و آگاه باشيد که هيچ کدام از راهکارهاي بالا در اين لحظه به کمک شما نخواهد آمد و تنها راه فرارتان , پنجره پشت سرتان مي باشد .
 
از من که گذشت ولي به شما نصيحت مي کنم که هميشه به فکر چنين مواقعي باشيد و هيچگاه در طبقات دوم به بالا خانه نگيريد !!!
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/18ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

 

عضی وقتها آدم هر چقدر هم که لجباز باشه بزور مجبور ميشه کاری رو که دوست نداره انجام بده. مثل رفتن به مدرسه...

خوب در همچين مواردی آدم دچار عقده های سر کوفته ميشه و بالاخره اين عقده هايک جايی خودشونو بروز ميدن ديگه...

البته اين اعمال شنيع عواقبی هم در پی دارند...

خوب ادب کردن بچه های بی ادب جزو واجبات است!

از اونجا که ما موجود تاديب پذيری بوديم تا چند سالی ادب شديم که از تمامی دست اندر کاران اين امر خطير کمال تشکر را داريم.

اما با ورود به دبيرستان هر چه اين اساتيد محترم رشته بودند پنبه شد و نامه اعمال ما با يک سری موارد رنگين تر شد...

ـ تفريح سالم در کوچکترين فرصت حاصله

ـ تفريح با ناظمين زحمتکش مدرسه

ـ اظهار محبت و دوستی به بعضی از عابرين محترمی که شانس عبور از زیر پنجرهکلاس ما رو داشتند!

خوب بعد از اينهمه ماجرا آدم بايد يک فکری هم واسه شب امتحانش بکنه ديگه... نه؟

 اما بعضی وقتها هر چقدر هم که زرنگ باشی تمهيداتت با شکست روبرو ميشند و بايد به فکر چاره افتاد... ماهی را هر وقت از آب بگيری تازه است...

خلاصه اينکه تاديب و تنبيه و تمهيد روی بعضی از موجودات دو پا اثر نداره. خوب ما هم يکی از اوناييم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/23ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط gmail   | 

 

 

امتحان آيين نامه راهنمايي رانندگي

 

 

1 . در پشت سر يه دوچرخه سوار در حال رانندگي هستيد ،قصد گردش به راست داريد ، چكار ميكنيد ؟

الف ـ سرمون رو از شيشه مياريم بيرون ميگيم هوووو يــره مگه كوري برو اونور ديگه .

ب ـ به موازات دوچرخه سوار حركت ميكنيم و يه هو ميپيچيم جلوش تا حالش گرفته شه.

ج ـ پشت سرش يه بوق خفن ميزنيم تا هُل شه و بخوره زمين و بعد از روش رد ميشيد طوري كه مخش بپاشه بيرون

د ـ با ماشين ميكوبيم بهش تا بيفته زمين و بعد از رو مخش رد ميشيم .

 

 

 

2 . از يه خيابان فرعي ميخواهيد وارد خيابان اصلي شويد. چرا بايد بيش از همه مواظب موتور سيكلت سوارها باشيد ؟

الف ـ چون همينجوري سرشون رو ميندازن پايين ميان تو تقاطع .

ب ـ چون سهميه بنزينشون كمتره و گناه دارن .

ج ـ چون خيلي كوچيك هستند و ما ريز ميبينيمشون .

د ـ ممكنه موتور پليس باشه ، بعد آب بيار و حوض خالي كن.

 

 

 

3 . در كدام محل است كه نبايد پارك كنيد ؟

الف ـ پاركينگ طبقاتي رايگان الماس شهر .

ب ـ پاركينگ عمومي پارك ملت .

ج ـ دم در خونه مادر زن.

د ـ دم در خونه مادر شوهر.

 

 

 

4 . خط ممتد دوگانه به چه معناست؟

الف ـ براي تاكيد اينكه دو خط موازي هيچوقت به هم نميرسن.

ب ـ به معني اينكه بايد اين  دو خط رو بگيري همينجوري بري .

ج ـ يعني اينكه دور زدن ممنوع ولي... يه دفعه ميتونيد دور بزنيد كه حال همه گرفته بشه .

د ـ يعني موش تو سوراخ نميرفت وقتي ميرفت جمعه ميرفت.

 

 

 

5 . وقتي چراغ زرد رو ديديد بايد چه كار كنيد؟

الف ـ اگر حتي 1 ثانيه هم مونده تا چراغ قرمز بشه گازشو بگيريد و بريد.

ب ـ اول يواش بريد بعد كه ديديد كسي حواسش نيست بازم گازش رو بگيريد و بريد.

ج ـ  يعني چيزي ديگه به اتمام كارت سوختت نمونده..براتون متاسفم

د ـ هيچ خطري شما رو تهديد نميكنه پس با خيال راحت گازتون رو تا ته بگيريد و بريد.

 

 

 

6 . اين تابلو به معناست ؟

Free image hosting FreeShare.us 

الف ـ يعني جاده خودشو لوس كرده و دو رگه اس.

ب ـ يعني جاده مار دارد.....مار هم موش تو سولاخ نميرفت.

ج ـ يعني همچين ترمز كنيد كه خط لاستيكاتون بيفته

د ـ يعني هر چه قدر عشقته لايي بكش!

 

7 . اين تابلو  به چه معناست ؟

 Free image hosting FreeShare.us 

الف ـ يعني...اووووه ...بيخيال !

ب ـ يعني....اَ اَ اَ اَ اَ ....ايول بابا !

ج ـ يعني....ها ا ا ا ا  .....! 

د ـ يعني .....چـــــ......ــــــي ؟! جون من راس ميگي!

 

 

 

8 . اين تابلو به چه معناست ؟

Free image hosting FreeShare.us 

الف ـ  ابومسلم سرور پرسپوليسه

ب ـ  پرسپوليس سرور ابومسلمه

ج ـ  فقط تيم ملي

د ـ هيچ كدوم...فقط كريم باقري!

 

9 . به هنگام تركيدن لاستيك كدام مورد را بايد انجام بديد ؟

الف ـ مثل زنها جيغ ميكشيد و از پنجره ميپريد بيرون....

ب ـ خونسرديتون رو حفظ ميكنيد و بوسيله يه ستون ماشين رو متوقف ميكنيد( يعني خودتونو ميكوبيد به ستون)

ج ـ فرمون رو بچسبيد و ول نكنيد تا ماشين مثل بچه آدم خودش وايسته.

د ـ چشماتون رو ميبنديد و به خدا توكل ميكنيد!

 

 

 

10 . در حال نزديك شدن به خط كشي عابر پياده هستيد . عابرين منتظرند تا عبور كنند.چه مواردي را بايد انجام دهيد ؟

الف ـ بيخيال عابر بابا....عابر كيلو چنده .بزن برو..

ب ـ با همون سرعت يه دفعه از بغلشون رد ميشيد تا بترسند و شما حالشو ببريد.

ج ـ اگه ديديد خيلي پرروين، ميايد پايين و بعد از چند تا ناسزا بارشون كردن ، تا جايي كه ميخورن ميزنينشون.

د ـ از كنارشون با سرعت رد ميشيد و بهشون ميگيد : ..{....}...!

 

 

                                                                                                             موفق باشيد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/21ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

 
DiDaNiHa
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/03ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

 

تست پيش دبستاني!

 

 

اينو چطوري حلش مي کني؟

 فقط يک سؤاله، پس وقت بذار و درباره اش فکر کن.

 

 

از بچه هاي پيش دبستاني اين سؤال پرسيده شد :

«اتوبوس توي اين شکل به کدوم طرف ميره؟» 

 

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

با دقت به شکل نگاه کن.

مي توني جواب بدي

.

 

.

 

.

 

.

 

.

.

 

.

 

.

 

(جواب هاي ممکن چپ يا راست هست)

درباره اش فکر کن

.

.

.

.

.

 

 

هنوز نمي دوني؟

.

.

.

.

باشه، من بهت ميگم.

.

.

بچه هاي پيش دبستاني همگي جواب دادند : «چپ»

.

.

.

 

وقتي ازشون پرسيدن : «چرا فکر مي کنيد اتوبوس داره به طرف چپ ميره؟»

اونا جواب دادن :

.

.

.

.

«چون تو نمي توني در رو ببيني.»

.

.

.

.

.

.

.

الآن چه احساسي داريد؟؟؟ )))))))

 

مي دونم  احساس زیر :

 

TinyPic image

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/03ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

یک سری عکس براتون آماده کردم حال کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/17ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط gmail   |