تبليغاتX
(حامیان مردمی احمدي نژاد( یاران  عدالت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

بهترین ها در گرگان نت

سیاسی, اجتماعی,فرهنگی, مذهبی, عاشقانه
درهم برهمه خلاصه نظر یادتون نره
زیارت عاشورارا با ترجمه برای شما آماده کرده ام اگر دوست داری روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/29ساعت 10:53 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

امام حسین فرزند دومین امام علی و حضرت زهرا علیه السلام است . آن حضرت در شهر مدینه به روز سوم شعبان (مصباح المتهجد/758) از سال سوم ( کافی 4638) یا پنجم شعبان از سال چهارم هجرت (ارشاد / 198) دیده به جهان گشود . کنیه ایشان ابوعبدالله و از جمله لقبهایشان رشید - طیب - وفی - زکی - مبارک - سبط و سید آمده است ( کشف الغمه 216/2 ) آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر مهترش امام حسن علیه السلام فاصله سنی داشت و مراحل رشد و نمو خویش را مدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول الله صلی الله علیه و آله و سی سال در کنار امیرالمومنین و ده سال با امام حسن علیهما السلام گذراند. ( تاریخ اهل البیت /76) و به سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت مظلومانه امام حسن علیه السلام امامت شیعیان را بر عهده گرفت .( کافی 461/1 و 462 امامت آن حضرت مقارن با حکمرانی معاویه بود و از آنجا که امام حسن علیه السلام با او صلح کرده بود ایشان نیز همان روش و سیره را ادامه داد . چه با مجاهدتهای امام حسن علیه السلام حق و باطل برای مسلمانان شناخته شده بود و اصل اسلام در خطر جدی قرار نداشت . خطر از آنجا آغاز شد که معاویه به سال 59 هجری تصمیم گرفت پسرش یزید را به عنوان خلیفه پس از خود تعیین کند و برای اطمینان از وقوع چنین امری بر آن شد که در زمان حیات خود از مردم برای او بیعت بگیرد .معاویه خود نخستین کسی شد که با پسرش یزید دست بیعت داد . ( مروج الذهب 36/3 و 37 ابن سعد در طبقات می نویسد : حسین بن علی بن ابیطالب از جمله اشخاصی بود که با یزید دست بیعت نداد . وی می افزاید : با مرگ معاویه در سال 60 هجری پسرش یزید بر مسند خلافت تکیه زد و مردم با وی بیعت کردند. آن گاه یزید با ارسال نامه ای به حاکم مدینه نوشت : مردم را فراخوان و از آنان بیعت گیر . و از بزرگان قریش آغاز کن و نخستین آنان حسین بن علی باشد ( تراثنا ش 164/10  چون حاکم مدینه از امام حسین علیه السلام بیعت خواست حضرتش در پاسخ گفت : ما خاندان نبوت و معدن رسالتیم . و یزید فاسق میگسار و آدم کش است . و مثل من با مثل او بیعت نکنند . و در سخنی دیگر فرمود : و بر اسلام سلام باد آنگاه که این امت به حاکمی چون یزید مبتلا شود و غیره . مسعودی مینویسد : یزید مردی عیاش بود . پرندگان شکاری و سگ و میمون و یوز نگه میداشت و میگساری می کرد . . . و در ایام وی غنا در مکه و مدینه رواج یافت و لوازم لهو و لعب به کار رفت و مردم آشکارا میگساری می کردند  .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/29ساعت 10:51 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

»
خودزنی و زنجیرزنی در عاشورا

ایران در عاشوراراستی شنیدم نحوه عذا داری در کشور همسایه ما ایران امسال فرق کرده است، بهتر است بگویم متمدن‌تر شده است. مثلا شرکت خانم‌ها در جلسات مردانه بسیار چشمگیر بوده است.
چند روز پیش عکسهای را دیدم که در میان جوانان عذادار خودبزن و زنجیر بزن، خانمهای نیز به چشم میخوردند که در حال خودبزن و زنجیر زدن بودند.
حیفم آمد یک دختر جوان خودش را لت و کوب کند. چقدر دلم تپید به حالش. اگر نزدیکش میبودم بدون شک نمی‌ گذاشتم بدن نحیفش زیر آوار حلقه‌های خشن زنجیر زجر بکشد. حیف نیست؟
راستی این عمل با سادیسم چه فرق دارد؟
از نظر من خانمها نباید حتی سینه بزنند. بهتر است بگویم با مشت و یا پنجه به سینهءشان نکوبند.
از نظر مولویها افغانی و ایرانی: بهتر است خانمها در خانه عذاداری کنند و اگر حقوق بشر مراعات شود مساجد مخصوصی برای زنان ساخته شوند و بارخوان و واقعه‌خوان هم باید زن باشد، چون شیطان همیشه در کمین است. فی المثال اگر یک بارخوان جوان مذکر  با صدای زیبایش در مجلس زنانه واقعه‌سرای کند، امکان دارد دخترهای جوان از راه اصلی شان منحریف شوند، بجایی انکه به حسین و واقعه کربلا فکر کنند به صدای بارخوان دلگرم میگردند. و امکان دارد بعد از ختم مجلس، دخترانیکه شیفته صدای مرد مذکور شده باشند در راه رو و یا در پیاده راه ها منتظیر بمانند تا بارخوان از جلسه بیرون آمده و دنبالش کنند.خودکشی در عراق

راستی مردم ایران در عذاداریها از دُهل استفاده می‌کنند. بهتر نیست در افغانستان از تبله استفاده کنند؟ گرچه ما دُهل هم داریم که بیشتر به درد آتن می خورد. ناگفته نماند که صدایش طربناکتر از زیر بغلی است.
فکر کنم عذاداری باید در مساجد برگزار شود نه در سرکها. اگر عذاداری به سرکها کشیده شود نتیجه اش عین گفتار مولویها خواهد شد.
عیب دیگری هم دارد و آن این است که از کیفیت اصلی‌اش کاسته میشود به نمایش بیشتر میماند. آنوقت هر جوان زنجیرزن از شکافهای زنجیر چشمانش خیره به دنبال کسی میدود که به شکار در عطش است. آنوقت است که عذاداری بر شخص عذادار حرام میشود.
عیب دیگری هم دارد، آن این است که سرکها کاملا مسدود میشود اگر موتری حامل یک بیمار در حال مرگ، جهت راه یافتن به شفاخانه آرنگ سر دهد، زنجیر زنان و نوحه‌سرایان کربلا، از این عمل راننده خشمگین شده و این عمل را خودزنی در عراقاهانت به امام حسین می‌دانند. بلافاصله در یک حمله سریع از طرف عذاران، اول راننده و بعد بقیه سرنشین همرا با شخص بیمار، جان شان را در راه آرنگ تسلیم میکنند. موتر بیچاره هم بصورت بیرحمانه تکه پارچه شده طیر، گیربکس، شاه‌پت، داشبورد، سلیندر و در اخر اسکلیت موتر هم باقی نمی‌ ماند.
ضرری هم به دولت دارد هم از لحاظ امنیتی و هم مختل شدن نظم در جامعه و بروز خشم و نفرت در میان مردم.

راستی خوب است در افغانستان از شمشیر، کارد و چاقو در مراسم عذاداری استفاده نمیشود و شاید هم کسی بلد نباشد امکان دیگری هم هست که شاید متمدنتر باشند. ورنه چه صحنه‌های وحشت‌آوری می‌بود.

سخن اخر:
من قصد بی‌احترامی به کربلا و امام حسین را ندارم و قصد خودزنی و زنجیرزنی در لبناناصالت دادن به دستاوردهای دنیای مدرن را هم. اما با این سطح از فهم و شعور انسانهای روی زمین هم مخالفم. فکر کنم این نوع اعمال وقیحانه و وحشیانه در هیچ جای از این کرهء زمین هم نقش نخواهد داشت. علت این نوع رفتارهای غیر انسانی در کشورهای افغانستان، پاکستان، ایران، عراق و لبنان را به جز فقر تعقل در آن چیزی دیگری قابل سنجش وجود ندارد.
عکسهای را که می بینید نمونهء از همین نوع برخورد ها است.
متاسفانه خرافات و انحرافات آنقدر به ابعاد وسیعش رشد کرده است که اصالت عاشورا بکلی محو شده است. باز هم خدا را شکر، کمی امیدواری به آینده وجود دارد چرا که مشکلات مردم افغانستان در این حوزه ها نیست.
این روزها با خود در اندیشه ام که این کجرویها ناآگاهانه و تقلید کورکورانه تا کجا ما را خواهد برد؟ فکر می‌کنم دیگر کار از کار گذشته است، خرافات به درجه اعلایش رسیده است حتی راه تعقل را هم بسته است. میترسم آخرالامر به جای برسد که دین و ایمان در انزوای کامل قرار گیرد. و آنوقت باید به دین جدید و رسول جدید انتظار کشید.

سخن آخر آخر:
حسین خونش را برلوحه تاریخ زمان ثبت کرد و مردانگی و وفاداری و زیر بار نرفتن را به انسان‌ها آموخت. و آموخت که انسان موجودی‌ است آزاد. حسین نه تنها مربوط به شیعه‌های عراق، افغانستان، ایران، پاکستان و لبنان است بلکه به انسان‌های آزاده است. آنانیکه می‌خواهند آزاد بیاندیشند و آزاد زندگی کنند. روحش شاد

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/29ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

سال دارد نو می‌شود. همه‌ی وبلاگ‌ها در حال تبریک عید به بقیه هستند اما من مانده‌ام عید را انتخاباربعین امام حسین arbaeen Imam hosein کنم یا اربعین را حسین را یا زردشت را.دلم می‌گوید در بد‌ترین حالت هم حتی حسین ترجیح دارد.
پس عید را در عزای حسین تبریک نمی‌گویم. اربعین حسین تسلیت باد.
اما می‌توانم بگویم و می‌گویم سال خوبی داشته باشید. بگذار طعنه‌زنندگان طعنه بزنند مهم نیست.
هر که می‌خواهد بگوید هر چه می‌خواهد

                                         حالا نظر شما چیست

سال را تبریک بکوییم یا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نظرتون را بگزارید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/29ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط gmail   |