تبليغاتX
(حامیان مردمی احمدي نژاد( یاران  عدالت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

بهترین ها در گرگان نت

سیاسی, اجتماعی,فرهنگی, مذهبی, عاشقانه
درهم برهمه خلاصه نظر یادتون نره

mah12.jpg

جز در خانه ی تو در نزنم جای دگر

نروم از سر کوی تو به ماوای دگر

من که بیمار غم هجر توام میدانم

جز وصال تو مرا نیست مداوای دگر

ترسم آخر که شب  هجر تو پایان نرسد

روز وصلت به من بی سر و سامان نرسد

یا مولا ....

بیا ....

آتش عشق تو در سینه نهفتن تا کی ؟

همه شب از غم هجر تو نخفتن تا کی ؟

طعنه از غیر تو ای یار شنفتن تا کی ؟

روی نادیده و اوصاف تو گفتن تا کی؟

چهره بگشای که رخسار تو دیدن دارد

سخن از لعل تو ای دوست شنیدن دارد

ترسم آخر که شب تو هجر تو پایان نرسد

روز وصلت به من بی سر و سامان نرسد

یا مولا ....

بیا ....

اگر ای محض ره مهر بیایی چه شود !

نظری جانب عشاق نمایی چه شود!

غنچه لب به تکلم بگشایی چه شود !

همچو بلبل به چمن نغمه سرایی چه شود !

ترسم آخر که شب تو هجر تو پایان نرسد

روز وصلت به من بی سر و سامان نرسد

یا مولا ....

بیا ....

 

حضرت زهرا (س) عصر جمعه به فرزندشون میگفتن به پشت بام خانه برن ، تا وقتی نیمی از خورشید غروب میکنه ، ایشون رو خبر کنن تا دعا کنن .چرا که میگفتن پدرم فرموده این ساعتیه که امکان نداره مومن به درگاه خدا دست به دعا برداره مگر اینکه خواسته ش اجابت بشه!

 

در ساعت آخر روز جمعه چه دعایی بهتر و بالاتر از تعجیل بر فرج یوف فاطمه ، ولی عصر ارواحنا فداه

پس دست به دعا برمیداریم :

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

>>>>>>برای شنیدن فایل صوتی کلیک کنید<<<<<

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت 3:48 بعد از ظهر  توسط gmail   | 

دفاع از حریم ولایت

از دیگر ابعادی که می توان به وجود شباهتهایی بین این دو بانوی گرانقدر- فاطمه زهرا و فاطمه معصومه(س)- پی برد بحث ولایت پذیری و دفاع از حریم ولایت می باشد.

حضرت زهرا(س) در روزهای سخت بعد از رحلت پیامبر(ص) تا واپسین لحظات عمر گرانبار خویش، در دفاع از حقانیت و جایگاه ولایت امیرمؤمنان به بیان استدلالهای متین و استوار و روایتهای متعددی از پیامبر(ص) می پرداخت و بدین طریق برای اثبات جایگاه ولایت در خاندان اهل بیت(ع) تلاش می نمود.

 

 از مهمترین استدلالهای آن حضرت، خطبه ایشان در مسجد مدینه بود که سرشار از مفاهیم بلند ولایی می باشد

. اما همان گونه که حضرت زهرا(س) در چنان شرایط حساسی به دفاع از اهل بیت(ع) پرداخت دیگر سلاله پاک رسول ا...، فاطمه معصومه(س) ، دختر دانشمند موسی بن جعفر نیز در شرایطی که اهل بیت(ع) از جایگاه واقعی خویش دور افتاده بود و جانشینان بر حق رسول اکرم(ص) یکی پس از دیگری به شهادت می رسیدند، با اشاره به روایاتی از پدران خویش، به ویژه فاطمه(س)، به تبیین حقانیت ائمه معصومین(ع) و بخصوص امیرالمؤمنین(ع) پرداخت و با اثبات ولایت او، بر ولایت امامان معصوم دیگر نیز صحه گذاشت.

 

روایات متعددی از آن حضرت نقل شده که اغلب درباره امامت و ولایت حضرت علی(ع) می باشد. از مهمترین این روایات، روایتی است که با چند واسطه از حضرت زهرا(س) نقل شده است که فرمود:

 

«پیامبر در شب معراج مشاهده کرد روی پرده ای از درگاه بهشت نوشته است معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست و محمد رسول خدا و علی ولی و رهبر مردمند و جایی دیگر نوشته شده بود : شیعیان علی رستگارانند

همچنین در روایتی دیگر از حضرت زهرا(س) نقل می کند که آن حضرت فرمود:

« آیا سخن رسول خدا را فراموش کرده اید که در روز غدیر خم فرمود: هر کس من مولای او هستم پس علی مولای اوست و نیز به علی فرمود: نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسی است

 و نیز در روایت دیگری صدیقه کبری(س) می فرماید:

« آگاه باشید هر کسی با دوستی آل محمد بمیرد شهید مرده است»

بنابراین، اشاره حضرت معصومه(س) به احادیث غدیر و منزلت آن هم به روایت از حضرت فاطمه زهرا(س)، نشانگر تلاش ایشان برای اثبات جایگاه ولایت در نزد امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش(ع) می باشد و از همین روست که او را «عالمه محدثه» نیز نامیده اند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/17ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

شخصى یهودی به حضور امام على (ع ) آمد و پرسید:

«عددى را به دست من بده كه قابل قسمت بر 1،2،3،4،5،6،7،8،9باشد بى آنكه باقى بیاورد.»

امام على (ع ) بى درنگ به او فرمود:

«اضرب ایّام اسبوعك فى ایّام سنتك »

(روزهاى هفته را بر روزهاى یكسال خودت ضرب كن كه حاصل ضرب آن، قابل قسمت بر همه اعداد مذكور (بدون باقیمانده) خواهد بود.)

سؤال كننده هفت را در 360 ضرب كرد حاصل ضرب آن 2520 شد، این عدد را بر 2،3،4،5،6،7،8،9، 1تقسیم كرد، دید بر همه این اعداد قابل قسمت است بدون آنكه باقى بیاورد.

توضیح بیشتر:

شاید این سوال برای شما هم مطرح شود که یک سال مگر 360روز است؟

باید گفت چنان که تاریخ روایت می کند منجمان در آن روزگار بر این باور بودند که هر ماه مشتمل بر 30 روزاست بنابر این ایام سال نزد ایشان360روز بوده است که سپس 5روز بدان می افزودند؛ از طرفی سائل فردی یهودی است و یهودیان نیز معتقد به سال شمسی بوده اند. و این از بصیرت و هوشمندی بالای حضرت حکایت دارد که به فرد یهودی می فرماید روزهای هفته ات را بر روزهای سال خویش( و نه سال قمری اهل حجاز و عربستان) ضرب کن.

منابع

بحار الانوار، مجلسی، محمد باقر، باب 93، حدیث 72.

ینابیع المودة، ج1.

مستدرک سفینة البحار، الشیخ علی النمازی الشاهرودی، ج9، ص114.

موسوعة الامام علی (ع) فی الکتاب و السنة و التاریخ، محمد الری شهری، ج10

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/10ساعت 7:9 قبل از ظهر  توسط gmail   | 

خاتمی دفتر ریاست جمهوری خود را به سعدآباد انتقال داه بود. سعد آباد شمال شهر بود. جنوب شهر ترافیک داشت. بسیاری دوستان خاتمی ساکن شمال شهر بودند.

 

شمال شهر کسی یقه رییس جمهور را نمی گیرد که من مشکل مالی دارم، من مشکل شهریه دانشگاه آزاد دارم، من مشکل نان شب دارم. دوم خردادیها مهمترین مشکلات مردم را بر اساس نظر سنجی که بین خودشان انجام داده بودند: روزنامه- ماهواره ورابطه با آمریکا می دانستند. فقرا ومحرومین دوران سازندگی جمع شده و به دولت توسعه سیاسی تحویل داده شدند. از توزیع فقر به گفته خاتمی خبری نبود ولی از توزیع عدل و عدالت نیز خبری نبود. طرح اشتغال زدایی دادند وبا پرداخت ۳میلیون تومان غیر تورم زا!!! به بیکاران عزیز آنها را از گردونه افراد نیازمند خارج کردند. شرط گذاشتند: هرکس وام در یافت کرد دیگر حق ندارد به کار دیگر مشغول شود و کارت بیکاری وی نیز باطل است.

 

 خاتمی با سینما کاری نداشت. سینمای مهاجرانی هرچه خواست گفت وساخت.

 

 آنزمان احمدی نژاد شهردار بود ویوزارسیو کودکی بیش نبود. یوزارسیو در کنعان بود ومورد حسد برادران خود. مشخص بود آینده درخشانی دارد. شهردار تهران جور ندانم کاری و کم کاری دولتمردان را می کشید: وام ازدواج می داد، به مردم محلات سرکشی می کرد. البته نه با هلی کوپتر یا ۱۸ دستگاه ولوو. نشانه های آینده درخشان در یوزارسیو پدیدار گشت. برادران به وی حسد کردند وقصد نابودی وی را داشتند.

 

احمدی نژاد زمزمه هایی برخاست که قصد کاندیداتوری دارد. اسیدپاشان و سلاح به دستان اول انقلاب این بار تغییر چهره دادند وخیرخواه مردم شدند. خاتمی ۱۲ روز درآفریقا بود وآخر عمر ریاست جمهوریش یادش آمد که ایکاش به ونزوئلا سر می زد. کاهنان معبد به جان شهردار انقلابی افتادند. شهردار توانست شیخ، فرمانده وسرمایه دار را شکست دهد و به پاستور برسد. احمدی نژاد دیگر چشمانش ازتماشای بازیهای لیگ برترانگلستان واسپانیا خمارآلود وپف کرده نبود. احمدی نژاد به میان مردم بازگشت. به مرکز تهران. اطرافیان تخم کینه پاشیدند وگقتند: این جوان بی تجربه از مدیریت چه میداند؟ این جوان بی اصل و نسب کجا وجایگاه ریاست جمهوری کجا؟ یوسف را از چاه کشیدند وبه در باز مصر بردند.

 

یوسف پله های ترقی را بدون رابطه بازی ورانت خواری طی کرد و به امین دربار تبدیل شد. ویژه خواریها را قطع کرد. امکانات غیر قانونی وامتیازات اشرافی را لغو کرد. اصالت را به خدمتگزاری ومردمی بودن داد نه به ثروت وکاخ نشینی.

 

 یوسف حزب نداشت و اهل حزب بازی نبود. یوسف طرح هایی برای اداره کشور می داد وکاهنان معبد و وواماندگان از خوان نعمت بی شمار به وی ایراد می گرفتند که کار شما کارشناسی نیست؟ چرا یوسف با ما مشورت نمی کند؟ کارهای احمدی نژا دکارشناسی نیست؟ چرا احمدی نژاد با نخبه ها مشورت نمی کند؟ چرا احمدی نژاد پستی فراخور حال ما به ما نمی دهد؟ کاهان معبد به ذخیره گندم بدون کار کارشناسی پرداختند وحاصلش را دیدیم که چگونه دسترنج مردم را به با دادند. در زمان خاتمی نیز شاهد بودیم که ۵/۲ میلیون تن گندم مورد استفاده دام وارد چرخه گندم مورد نیاز انسانها وارد شد. نمی دانم چه بر سراین گندمها آمد؟ گندمهای مصر را که به نیل ریختند ولی وجدانهای بیدار مصر به رسوایی کاهنان پرداختند. شاید اینجا نیز گندمها را در زاینده رود یا خلیج فارس ریخته باشند ولی رسانه های بی در کماکان دنبال گروه فشار می گشتند. یوسف تشریفات را حذف کرد.

 

یوسف مردم را محرم دانست و حالا شاهدیم که برخی سیاستمداران بیگانه را محرمتر از مرد م می دانند. یوسف خاری در چشم اشراف بود وخدا میداند اگر آنزمان فناوری اس ام اس وجود داشت چه برسر یوزارسیو می آوردند.احمدی نژاد تاریخی را تکرار می کند که بازیگرانش تقریبا در یک سطح ونقش هستند.

 

 خاتمی و دوستانش با معرفی میرحسین موسوی در صدد مقابله با احمدی نزاد هستند. گفتمان اصلاح طلبی به بن نبست رسیده وباید با مردی از جنس احمدی نزاد با وی مقابله کرد. احمدی نژاد دیگر یک فرد نیست یک گفتمان است.

 

 اینک قسمتهای بعدی شاهد شکست طرحهای غیر کارشناسی اشراف و مسئولان غیر مردمی درمقابل طرحهای کارشناسی یوزارسیو هستیم. اشکال از گیرنده است. لطفا به فرستنده خود دست نزیند.

 

لطفا از فیلم یوزارسیو اشکال نگیرید. اشکال از تکرار تاریخ است. اشکال از شکست گفتمان های بی پایه است. حالا که حریف احمدی نژاد نشدید دیگر چرا دست ازسر پیامبر خدا برنمی دارید؟ اما ببخشید یادم رفت که شما معتقدید: هیچ کس مقدس نیست. یادم رفت که روشنفکران مشا از قرآن نیز اشکال می گیند، از خدا نیز اشکال گرفته اند که کار خدا کارشناسی نیست زیرا با ما مشورت نکرده است. اگر شما جای خدا بودید شاید هیچگاه یوزارسیو را نمیآفریدید واگر میافریدید نمی گذاشتید مردمی باشد.انتخابات دهم ریاست جمهوری نزدیک است. احمدی نزاد فارغ البال به سفرهاس استانی میرود- به انبار غلات سر می زند واز طرفی دیگر مانعی بر سر راه انبار پول برخی آقایان است.

 

مافیای اقتصادی-سیاسی کنترل بازار را به هم می زند، مردم از رسما بمیرند مهم نیست، مهم این است که دعا کنید احمدی نژاد بمیرد. خاتمی هنوز در تعریف اصلاحات مانده واز طرفی دم از اداره کشور می زند. خاتمی خود را بالاتر ازمردم می داند و به فرموده امام خدمتگزاری مردم را افتخار نمی داند بلکه کاندید شدن خود را فیض اجباری برای مردم می داند و ملتماسنه از مردم می خواهد برای آمدنش دعا کنند.یوزارسیو پا روی هوای نفسش گذاشت وبه مقامات علی رسید.

 احمدی نژاد ساده زیستی را نتخاب کرد ودیگران کاخ نشینی را افتخار نظام می دانستند. احمدی نژاد باید جواب فقرای تولیدی ۲ دولت سازندگی وتوسعه سیاسی را بدهد. باید با سیستم یوزارسیو با وی مقابله کرد. این سخن در قسمت اخیر از زبان کاهن معبد شنیدیم. اینک با کاندیداتوری مردی با نشانه های احمدی نژاد در پی بازگشت به صندلی قدرتی هستند که روز یبرای خروج از آن مانور داده ومسابقه می گذاشتند. احمدی نژاد نه پیامبر است ونه معصوم. اما الگوی مردمداری خود را از پیامبران الهی و ائمه میگیرد   

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط gmail   | 

لیلی و مجنون

گله میکرد ز مجنون لیلی
که شده رابطه مان ایمیلی

حیف از آن رابطه ی انسانی
که چنین شد که خودت میدانی

عشق وقتی بشود داتکامی
حاصلش نیست بجز ناکامی

نازنین خورده مگر گرگ ترا
برده یا دات نت و دات ارگ ترا

بهرت ایمیل زدم پیشترک
جای سابجکت نوشتم به درک

به درک گر دل من غمگین است
به درک گر غم من سنگین است

به درک رابطه گر خورده ترک
قطع آنهم به جهنم به درک

آنقدر دلخور از این ایمیلم
که به این رابطه هم بی میلم

مرگ لیلی نت و مت را ول کن
همه را جای
OK کنسل کن

OFF کن کامپیوتر را جانم
یار من باش و ببین من
ON ام

اگرت حرفی و پیغامی هست
روی کاغذ بنویسش با دست

نامه یک حالت دیگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد

خسته از font و ز formatشده ام
دلخور از گِردِلی @ (ات) شده ام ….

کرد ریپلای به لیلی مجنون
که دلم هست از این سابجکت خون

باشه فردا تلفن خواهم کرد

هرچه گفتی که بکن خواهم کرد

زودتر پیش تو خواهم آمد
هی مرتب به تو سر خواهم زد

راست گفتی تو عزیزم لیلی
دیگر از من نرسد ایمیلی

نامه ای پست نمودم بهرت
به امیدی که سرآید قهرت ...

 
شعر از هادی خرسندی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/02ساعت 4:36 بعد از ظهر  توسط gmail   | 

تفاوت پدر زن با مادر زن(خنده)
زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.

یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم
مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر
انداخت.

دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش
نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت
توى آب وجان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش
نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخرى رسید.

زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.

امّا داماد از جایش تکان نخورد.

او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم
را به خطر بیاندازم.

همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.

فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم
بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/02ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط gmail   |